|
نپرسیدم چرا رفتی؟فقط گفتم بری کی برمیگردی ولی رفتی و دیگه برنگشتی نترسیدم تو تنهایی،فقط ترسیدم از اینکه نیایی دیگه شد باورم که بی وفایی بگوتنهام گذاشتی چرا؟بگو دوستم نداشتی چرا؟ دلم را شکستی بی صدا،بگودوستم نداستی چرا؟ دوستت دارم به خدا تنهام نزار، اشکامو ببین، تنهام نزار، بیا پیشم بشین من بی تو می میرم ،بگو دستاتو میگیرم دوستت دارم... فقط همین تنهام نزار اشکامو ببین. تنهام نزار دیگه تو بعد از این من بی تو می میرم بگو دستاتو میگیرم دوستت دارم فقط همین
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم
نسیمی که از دشت جوانیم گذشت من را از تو جدا کردند شاید هیچ وقت دیگر به تو آنچنان که دل بسته بودم دل نبندم یا شاید زمانه دوباره مرا عاشقت کرد.نمیدانم! شاید آنچنان فراموشت کنم که هیچ عاشقی چنین نکرده و شاید آنچنان به یهدت باشم که لیلی هم به یاد مجنون نبود.شاید هم مثل ان روزها که بهانه ام تو بودی دیگر بهاه ای نداشته باشم.اصلا شاید قصر دیوانگی ام یکباره ویران شود یا آن را خراب کنند. نمیدانم نمیدانم نمیدانم....
چشم انتظار من نباش سفر تمومی نداره
عمر خوشیه من و تو دیگه دوومی نداره چشم انتظار من نباش قصه به اخرش رسید پرنده عاشق تو شبونه از قفس پرید نگات به جاده ندوز،امید برگشتنی نیست نگو چرا میخوای بری،بعضی چیزها گفتنی نیست تو کوله بار سفرم برای من نشون نزار با دلهره نگام نکن اسم منو به لب نیار تورو خدا با گریه هات دیگه پشیمونم نکن میون آغوش خودت دوباره پنهونم نکن دلّ منم پر از غمه، نمیدونی چی میکشم سخته برا م اما باید تسلیم روزگار بشم
آره مــن اونم که گفتــم واسـه چشم تـو دیوونم اینــی که حــــالا میبـینـی دیگه مجنون چشات نیست از تو هیچ چیزی نـمونــده نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
تموم خاطراتت یادم میاد یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم فکر تو یه لحظه از سرم نمیره من میگم میمونی اما دل میگه میره نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه میدونم تو میری مهرم حروم میشه بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه می دونستم میری و تنهام میزاری تو که از حال دلم خبر نداری می دونستم آخرش این جوری میشه یکی مون تنها میمونه واسه همیشه
برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید
برايت قصه خواهم گفت: همين امشب همين امشب که قلبم داغدار است به دنبال نگاهت گشت و چون پيدا نکردش بيقراراست. برايت ناله خواهم زد همين امشب همين امشب که چون ناله زدم من آسمان گفت که او در شهر خود آرام کنار بستر مادر به اميد وهواي ديگري خفت . به يادت اشک خواهم ريخت: همين حالا در اين تنهايي غمگين مرد افکن به ياد خاطرات روشن ديروز چو مي خواندم برايت قصه قلبم بسي جانسوز و جان افروز تو مي گفتي که قلبم کوه درد است...
قصه اینجوری شروع شد من و چشمات و ترانه تو رو خواستن تا همیشه گریه و اشک شبانه تو میدونی تا همیشه من به یاد تو میمونم هر چی که ترانه دارم واسه ی چشات میخونم واسه داشتن دستات لحظه هام پر از بهونه است دیدن صورت ماهت یه خیال عاشقونه است بی تو من هیچی ندارم پیش چشمات کم میارم اگه تو بخوای میمیرم جون به دستات میسپارم لحظه هامو با حضورت عاشق و ترانه خون کن با نگاه پاک و معصوم دل سردم را نشون کن تو مثل اب و نفس باش واسه این عاشق مجنون رو تن این خاک تشنه تو ببار همیشه بارون
من که از جنس تو بودم . پای حرفهای تو موندم . چرا میگی ناگزیری؟من که هر چی گفتی خوندم. هنوزم یادم نرفته تو پر از عاشقی بودی من هرچیزی که داشتم پای عشق تو نشوندم حالامیگی ترانه واسه ما هیچی نداره یادت ترانه هامو واسه خاطرت سوزوندم تو چرادلت گرفته؟چرا میگی تنها هستی؟ من که تنها بودم اما تنهایی رو از تو روندم جرم من چی بود که امروز بی گناه پر گناهم من که عشقم و عزیزم هر جا تو خواستی کشوندم عاشقی کردی و رفتی همه دار و ندارم حالا محتاج تو هستم .
|
About![]()
ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره Archivesاسفند 1387بهمن 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Authorsنیلوفرعبد اله بهداد نیمـــــــا Links
وب عاشقـــــــــــــــــــــــــان
|